بیانیه کانون ره آورد به مناسبت روز جهانی حقوق بشر

مواد ۱۳ و ۱۴ و ۱۵ اعلامیه جهانی حقوق بشر می‌گویند: هر كس حق دارد در هر كشوری آزادانه رفت و آمد كند و اقامتگاه خود را برگزیند. هر كس حق دارد هر كشوری از جمله كشور خود را ترك كند یا به كشور خویش باز گردد. برای گریز از شكنجه و آزار، هر كس حق درخواست پناهندگی و بهره‌مندی از پناهندگی از كشورهای دیگر را دارد. هر كس حق دارد كه دارای تابعیتی باشد. هیچ كس را نه می‌توان خودسرانه از تابعیت‌اش محروم كرد و نه می‌توان حق تغییر تابعیت را از او گرفت.

همانطور كه می‌بینیم تمامی این مواد بر مبنای نظم جهانی مبتنی بر واحدهای كشوری تنظیم شده اند. نظمی كه بر اساس آن بشر قاعدتاً عضو یك سامان سیاسی ست و به این اعتبار از حقوقی كه ذاتی شمرده می‌شوند برخوردار می‌گردد . حقوقی كه اساساً در چارچوب حقوق شهروندی تعریف می‌شوند.

 در موج جدید آوارگانی كه با هجوم خود به كشورهای اروپایی سیاستمداران این خطه را سراسیمه كرده اند اما، ما با انسان‌هایی روبروییم كه در فرار از خشكسالی، جنگ، ترور، سركوب و فقدان چشم‌اندازی روشن برای آینده و با آرزوی یافتن امكانی برای شروع زندگی بهتر راهی اروپا شده اند.

تصاویر تكان‌دهنده‌ی زنان، مردان و كودكانی كه پس از پشت سر گذاشتن سفری پُرخطر و طاقت‌فرسا در سواحل جنوب اروپا از قایق‌های بادی پیاده می‌شوند تا در ادامه راه با هر وسیله‌ای كه شده، و در بسیاری از موارد با پای پیاده راهی شمال و مركز اروپا شوند، به بخش جدایی‌ناپذیر اخبار این روزها تبدیل شده اند؛ قایق‌هایی كه اساسا قابلیت سفر در دریا را ندارند و بدون كوچکترین امكانات بهداشتی و رفاهی چندین برابر ظرفیت واقعی خود انسان‌های بی‌پناهی را كه با امید امنیت، آرامش و زندگی بهتر خطر این سفر مرگبار را به جان می‌خرند، در دل خود جا داده اند. تازه این‌ها كه ما تصاویرشان را می‌بینیم به گروهی تعلق دارند كه این سفر هولناک در میان دریای مواج و گاه طوفانی را هر چند خسته، تشنه و نیمه‌جان ولی به هر حال زنده پشت سر گذاشته‌اند.

تصویر پیكر بی‌جان «آیلان»، كودك ٣ ساله سوری را كه به‌وسیله امواج دریا به ساحل پرتاب شده بود به‌عنوان نمونه‌ای از هزاران نفری كه طی همین یكی دو سال اخیر طعمه امواج دریا شدند و آرزوی رسیدن به ساحل امن و سرزمین رؤیاهایشان را با خود به قعر دریا بردند، هنوز در پیش چشم داریم.

 به قول هانا آرنت «آوارگان همیشه نماد این مسئله هستند كه چه فاصله كمی بین تمدن و بربریت وجود دارد». انسان‌هایی كه می‌گریزند چیزی فراتر از «جان عریان» خود ندارند. آن‌ها به دورانی پرتاب شده‌اند كه اندیشمندان به آن «وضعیت طبیعی» می‌گویند كه منظور بربریت است. حضوری فاقد حق و فاقد حمایت از طرف حكومت. آرنت می گوید بنیادی‌ترین حق بشری از آوارگان سلب شده است. این حق كه از حقی برخوردار باشند.

اما واقعیت این است كه این پدیده به هیچ عنوان پدیده جدیدی نیست. سال‌ها جنگ و جنگ داخلی در كشورهایی چون سوریه، عراق، افغانستان، لیبی و.... میلیون‌ها انسان را از خانه و كاشانه خود آواره كرده و تنها بخش كوچكی از این آوارگان اكنون به اروپا روی آورده‌اند.

می‌توان در رابطه با علل و ریشه‌های این موج عظیم جابجایی انسانی، نقش كشورهای غربی در بوجود آوردن و یا تشدید بحران در كشورهای منطقه خاورمیانه، چه از طریق مداخله مستقیم نظامی و چه از طریق صدور اسلحه، و یا نقش قدرت‌های منطقه‌ای همچون ایران، عربستان سعودی و یا تركیه در به‌وجود آمدن این وضعیت و نیز جایگاه تغییرات آب و هوایی و سال‌ها خشكسالی متمادی در برخی كشورهای منطقه به بحث و گمانه‌زنی پرداخت. توجه به نقش و جایگاه واقعی هر یک از عوامل و داشتن ارزیابی درست از منافع و میزان تأثیر نیروهای درگیر در این كلاف سر در گم بدون تردید برای یافتن راه برون‌رفت از این بحران پیچیده و بزرگ امری‌ست ضروری و گریزناپذیر. این امر اما پاسخی به نیازهای فوری و امروزی آوارگانی كه به كمک و توجه جامعه جهانی نیاز دارند نیست. در تلاش برای پاسخ گویی به این نیاز کانون ره آورد امسال برنامه خود به مناسبت دهم دسامبر، روز جهانی حقوق بشر، را به بررسی مشکلات و مسایل آوارگان و پناهندگان در آلمان اختصاص داده است.

موج جدید آوارگی را از دیدگاههای دیگری هم می‌توان مورد توجه قرار داد .

به عنوان نمونه از دیدگاه بحران و ترسی كه این موج مهاجرت در میان بخش‌هایی از مردم جوامع میزبان ایجاد كرده و چگونگی برخورد و مقابله با آن. و یا از دید تأثیری كه این جابجایی انسانی به‌ویژه آن‌جا كه به مهاجرت نیروهای متخصص و جوان و كاری بر می‌گردد بر آینده جوامع مبداء می‌گذارد.

در اینجا ما تنها از دیدگاه نخست به بررسی موضوع میپردازیم.

 

کانون ره آورد / آخن آلمان پنجم دسامبر 2015