پیام کانون ره‌آورد به مراسم روز جهانی زن در آخن

8März/بیانیه کانون ره اورد/روز زن

هر سال که روز جهانی زن فرامی‌رسد ما به یک سال گذشته نگاه می‌کنیم تا ببینیم چه تحول و رویداد مهمی در این یک سال در جامعه‌ی زنان ایران رخ داده است.

تا پیش از رویدادهای سال ۱۳۸۸ (۲۰۰۹) که به جنبش سبز معروف است، زنان در نهادهای غیردولتی‌ای که با پشتکار خود ایجاد کرده بودند کمابیش در زیر فشار و محدودیت‌ها فعالیت می‌کردند اما ویژگیِ پس از این سال آن است که نهادهای مدنی زنان به‌شدت زیر ضرب رفتند و بسیاری از فعالان حقوق زنان دستگیر و یا مجبور به ترک کشور شدند.

از آن زمان تاکنون هنوز جنبش زنان آن شکل سابق خود را بازنیافته اما فعالان زن در هر فرصتی که فضای جامعه اجازه داده توانسته‌اند اثر خود را بگذارند.

در یک سال گذشته یکی از مهم‌ترین رویدادها، اسیدپاشی‌های زنجیره‌ای در اصفهان بود. این اسیدپاشی‌ها زنانی را که حجاب اسلامی را رعایت نمی‌کردند هدف قرار داده بودند. بسیاری از مردم، مسئولان حکومتی و نیروهای فشار وابسته به آن‌ها را پشت این ماجرا می‌دیدند. مردم این اسیدپاشی‌ها را روشی برای ایجاد ترس و وحشت در بین زنانی می‌دانستند که قوانین اسلامی را نادیده می‌گیرند. پس از آن‌که مسئولان اقدامی در جهت بازداشت عاملان اسیدپاشی انجام ندادند و سعی کردند از بازتاب خبرهای آن جلوگیری کنند، اعتراضات مردمی به‌شکل خودجوش در چندین شهر آغاز شد. در این گردهمایی‌ها بود که فعالان زن بار دیگر به میدان آمدند و علیه قوانین ضد زن اعتراض کردند. در پی این اعتراضات نیز چند تن از آن‌ها بازداشت شدند. اکنون که شش ماه از این رویدادها می‌گذرد هنوز کسی در رابطه با اسیدپاشی‌های اصفهان دستگیر نشده است.

این رویداد نشان می‌دهد که فعالان زن هنوز از چنان نیرویی برخوردارند که به محض گشایشی هر چند محدود بتوانند حضور آگاهانه‌ی خود را در جامعه‌ی ایران نشان دهند؛ حضوری که در جنبش سال ۸۸ نقش بی‌بدیلی داشت.

رویداد مهم دیگر در ماه‌ها و هفته‌های اخیر مربوط به محدودیت‌های زنان در عرصه هنر، جلوگیری از هنرنمایی نوازندگان زن در چند کنسرت و مخالفت‌های تند نیروهای محافظه‌کار با پخش صدای زنان در یک همخوانی بود. امری که بار دیگر ممنوعیت تک‌خوانی زنان در موسیقی از ابتدای روی کار آمدن جمهوری اسلامی را به یاد ما آورد.

به موضوع مراسم امسال‌مان، زنان و سینما بازگردیم. عرصه‌‌ای که می‌توان گفت جلوه‌ای از چالش مدنی زنان ایران در برابر قوانینی است که حقوق آن‌ها را نقض می‌کند و سعی در محدودکردن آن‌ها دارد.

در واقع پس از انقلاب، حضور زنان در عرصه سینما، همچون وجوه دیگر زندگی فرهنگی و اجتماعی در ایران، جلوه‌ای متناقض و متضاد (پارادوکسیکال) داشته است. از یک سو سعی شده تا حضور زنان در سینما محدود شود و از سوی دیگر تلاش مستقل زنان سینماگر و استقبال مردم، حضور فعال آن‌ها را در سینما به حکومت تحمیل کرده است.

به‌جرأت می‌توان گفت بسیاری از رهبران حکومت ایران تا پیش از انقلاب نه تنها به سینما توجهی نداشتند بلکه حتی آن را حرام دانسته و فیلم نمی‌دیدند.

در جریان انقلاب ایران نیز یکی از مکان‌هایی که مورد حمله و آتش‌سوزی‌های متعدد قرار ‌گرفت سالن‌های سینما بود. رهبران انقلاب سینماها را مظهر فساد می‌دانستند.

فعاليت‌های سينمايی در ايران، همچون ديگر فعاليت‌های فرهنگی، درست پس از انقلاب دچار رکود و سرگردانی عميقی شد؛ سرگردانی ميان چيزی که بود و چيزی که قدرتمداران جديد می‌خواستند باشد. رهبران حکومت به‌ زودی به قدرت سینما به‌عنوان یک رسانه‌ی هنری و همه‌گیر واقف شدند و کوشیدند از طریق اختصاص امکانات و بودجه‌های کلان دولتی در جهت حمایت از فیلم‌های مورد پسند خود از آن‌ها به‌عنوان ابزاری تبلیغی در راه اهدافشان استفاده کنند. پس از تثبیتِ حکومت، قوانین سخت‌گیرانه‌ای در عرصه سینما به اجرا گذاشته شد که نه تنها حضور زنان را برنمی‌تابید بلکه هرگونه سوژه‌ای را که با نظرات قدرتمداران متفاوت بود سانسور می‌کرد. از آن زمان تاکنون همواره در فیلم‌های ایرانی زنان حتی در فضای خصوصی خانه با حجاب نمایش داده شده و اجازه نزدیک شدن به مرد، چه در نقش همسر، چه دوست و چه برادر یا پدر، را نداشته‌اند.

در این ۳۷ سال پس از انقلاب هر زمان که جامعه توانسته کمی نفس بکشد و روزنه‌ای گشوده شده، حضور زنان نیز در سینما بیشتر شده؛ و این تکرار همان تجربه‌ی تاریخی است که میزان دمکراسی را با نقش و حضور زنان باید سنجید.

تاریخ سینمای ایران پس از دوره نخست انقلاب و تثبیت حکومت را می‌توان به پنج دوره مختلف تقسیم کرد. در طول تمام این دوره‌ها سانسور و محدودیت حضور زنان در سینما و فیلم‌ها، همواره با فراز و نشیب‌هایی وجود داشته است.

در سال‌های جنگ ایران و عراق شدیدترین نوع کنترل زنان در سینما حاکم بود و در فیلم‌ها زنان به‌طور معمول خانه‌دار، غیرفعال و فرمانبردار مرد نشان داده می‌شدند.

در دوره دوم که مربوط به دوران پس از جنگ است با آرام‌تر شدن فضای اجتماعی، زنان فیلمساز نیز ظهور می‌کنند و ستارگان زن در سینما شکل می‌گیرند. این دوران، دوران آموزش و تجربه زنان در سینمای پس از انقلاب است.

در دوره سوم، موسوم به دوران اصلاحات به‌رغم پا بر جا ماندن سانسور و نظارت در سینما، فضا بازتر می‌شود و استعدادهای درخشانی از سینماگران زن ظهور می‌کنند. در این دوران نقش زنان در فیلم‌ها نیز تغییر می‌کند و دیگر زن آن موجود سربه‌راه خانه‌نشین نیست و چهره‌ای مستقل و فعال در عرصه اجتماعی به‌خود می‌گیرد و حتی فیلم‌هایی با مضامین فمینیستی ساخته می‌شوند.

پس از این دوره بار دیگر سینمای ایران سال‌های تیره‌ای را تجربه می‌کند و فشارها و محدودیت‌ها کل سینمای ایران را دچار بحران می‌کند که سینماگران زن نیز در همین مجموعه قرار می‌گیرند. در این دوران است که نقش «زنان اغواگر» و موضوع «خیانت مردان به زنان خود» با نگاهی مردسالارانه در سینمای ایران بیشتر می‌شود و برخی از فیلم‌هایی که نگاهی «زنانه» به این موضوع دارند توقیف می‌شوند. در این دوران مسئولان فرهنگی حتی «خانه سینما»، نهاد نیمه‌دولتی متشکل از دست‌اندرکاران حرفه‌های مختلف سینما را نیز تعطیل می‌کنند.

در دوره پنجم که به دو سال اخیر و دولت جدید مربوط می‌شود، با این‌که وعده کاستن محدودیت‌ها‌ داده می‌شود و به‌رغم بازگشایی «خانه سینما»، همچنان فشار بر سینمای ایران باقی می‌ماند. در همین دوران است که نمایش برخی از فیلم‌های ایرانی، از جمله نمایش فیلمی از یک فیلمساز زن در جشنواره‌های خارجی با مخالفت مسئولان فرهنگی مواجه می‌شود و چند فیلم اجتماعی دیگر همچنان در توقیف‌ می‌مانند در همین دوران است که نمایش برخی از فیلم‌های ایرانی در جشنواره‌های خارجی، از جمله نمایش فیلم «قصه‌ها» ساخته خانم رخشان بنی‌اعتماد در جشنواره ونیز و همچنین فیلم «تاکسی» آقای پناهی در جشنواره برلین، با مخالفت مسئولان فرهنگی مواجه می‌شود و چند فیلم اجتماعی دیگر همچنان در توقیف‌ می‌مانند. دولت همچنان وعده گشایش بیشتر می‌دهد اما تغییر محسوسی دیده نمی‌شود.

سينمای پس از انقلاب با گذشت ۳۷ سال همچنان در بسياری از موارد تکليف‌اش با سليقه‌های مختلف و مراکز متعدد تصميم‌گيری ناروشن است. در این مدت اما به‌رغم تمامی فشارها، زنان در تمام این دوره‌ها نقش و نفوذ مستقلانه خود را در سینمای ایران تثبیت کرده‌اند. اکنون عرصه‌های مختلف سینمای ایران بدون حضور زنان سینماگر و هنرمند نمی‌چرخد. آن‌ها، هم با کسب دانش و آگاهی سینمایی و هم با استفاده از روزنه‌هایی در فضای سیاسی ـ اجتماعی ایران، بر عمق نفوذ خود در سینما می‌افزایند. در این راه بدون شک مانع، تنها حکومت و قوانین آن نیست و نگاه مردسالارانه حاکم در جامعه نیز سد بزرگی محسوب می‌شود.
 

 

کانون ره‌آورد ـ آخن ـ آلمان
مارس ۲۰۱۵