بیانیه کانون ره آورد آخن به مناسبت روز جهانی زن ٢٠١٧

ما - کانون ره آورد - معتقدیم که مسئله ممنوعیت تک‌خوانی زنان و محدودیت پخش آواز زنان، جدا از دیگر تبعیض‌های قانونی علیه زنان در ایران نیست و یکی از شاخص‌ترین وجوه حرکت مدنی به‌سوی دموکراسی را رفع تبعیض از زنان، از جمله رفع تبعیض آن‌ها در عرصه موسیقی می‌دانیم.

از زمان روی کار آمدن اسلام در ایران تا اوایل سلطنت قاجار، موسیقی ایران محدود به هنرنمایی در محافل زنانه و یا درخلوت درباریان می‌شد که ناشی از محدودیت‌های اجتماعی، فرهنگی و مذهبی در آن زمان بود. با انقلاب مشروطه امکانات بهتری برای فعالیت‌های زنان فراهم شد و زنان پا به عرصه موسیقی نیز گذاشتند. اولین صفحه با صدای سه زن، که همگی از اقلیت‌های مذهبی ایرانی بودند، در حدود ۱۰۰ سال پیش توسط شرکت "گرامافون" ضبط شد. ۱۰ سال پس از آن، نخستین بانوی ایرانی قمرالملوک وزیری - که بدون شک بزرگ‌ترین پیش‌کسوت آواز زنان ایرانی به شمار می‌رود - اولین کنسرت خود را بدون حجاب اجرا کرد. این اقدام البته پیامدهایی داشت و قمر باید همان شب در نظمیه تعهد می‌داد که دیگر حجاب از سر برندارد، تعهدی که البته به آن وفادار نماند! در بین بسیاری از مردم نیز این حرکت متهورانه و نامتعارف در آن زمان پذیرفته نبود. این اما آغاز راه بود. از این پس خوانندگان زن یکی پس از دیگری قدم به عرصه هنری گذاشتند. تأسیس رادیو در سال ۱۹۴۸ و حمایت دولتی از هنرمندان در عرصه موسیقی، راه را برای زنان نیز هموارتر کرد. بسیاری از آن‌ها اما برای اینکه ناشناخته بمانند، با نام هنری خواندند، رسمی که سال‌های بعد نیز به جا ماند و تقریباً تمام خوانندگان زن با نام هنری خود فعالیت کردند.

با توسعه موسیقی پاپ در کنار موسیقی سنتی در سال‌های ۱۹۶۰، حضور خوانندگان زن افزون بر رادیو، در تلویزیون، کاباره‌ها و کنسرت‌ها نیز افزایش چشمگیری پیدا کرد. این دوران را که تا انقلاب اسلامی سال ۱۹۷۸ ادامه یافت می‌توان دوران شکوفایی موسیقی زنان دانست.

روی کار آمدن جمهوری اسلامی اما ضربه هولناکی بر پیکر موسیقی وارد کرد. دست‌اندرکاران موسیقی همگی از کار بیکار شدند و عده زیادی به کشورهای خارج و به‌ویژه به آمریکا مهاجرت کردند. بسیاری از کسانی که در ایران مانده بودند به دادگاه‌های انقلاب احضار شدند، شماری از آن‌ها حتی به زندان افتادند و اساتید بزرگ موسیقی خانه‌نشین شدند.

در چند سال ابتدای انقلاب، موسیقی بیشتر به شکل سرودها و ترانه‌های انقلابی از رسانه‌ها پخش ‌شد. در این سال‌ها از شرکت زنان در موسیقی خبری نبود. از نظر فقهای دینی صدای زنان موجب تحریک شدن مردان است و به همین جهت حرام محسوب می شود. اولین نشانه‌های حضور زنان را می‌توان پس ازگذشت حدود ۸ سال از انقلاب اسلامی، در گروه‌های کُر، که به اجرای سرود و آواز انقلابی می‌پرداختند، یافت. از این پس به دلیل نیاز جامعه و مقاومت زنان هنرمند، به تدریج شاهد فعالیت هر چه بیشتر آن‌ها هستیم. این حضور حتی در عرصه "موسیقی زیرزمینی" نیز بارز است. اعتراض این نوع موسیقی، که بیشتر در سبک‌های پاپ، راک و متال است، به شرایط اجتماعی کشور از دیدگاه فرهنگی - دینی است و پایگاه خاص آن در جوانان و نوجوانان است.

در عرصه موسیقی سنتی ایرانی نیز دامنه فعالیت هنری زنان روز به‌روز گسترش بیشتری یافت. این امر اما تنها محدود به نواختن ساز و همخوانی بود و تا به امروز تک‌خوانی زنان در حضور تماشاگران مرد و در نتیجه در رادیو و تلویزیون همچنان ممنوع است و کنسرت‌های زنده‌ی خوانندگان زن تنها برای بانوان مجاز شمرده می‌شود. در آموزشگاه‌های موسیقی، اساتید مرد اجازه تدریس به بانوان را ندارند و زنان آموزگار حق داشتن شاگرد مذکر را دارا نیستند. این طبقه‌بندی، امکان حضور در کلاس‌های استادان موسیقی مورد نظر هنرجو را محدود می‌کند. بدیهی است که ادامه‌ی این وضع چه نتایج اسف‌باری در پیشرفت موسیقی و به‌ویژه موسیقی زنان می‌گذارد. به‌طور مثال اگر خواننده زنِ حرفه‌ای بخواهد کنسرتی برگزار کند، حتماً می‌باید چند همخوان مرد و زن هم داشته باشد که ممکن است از نظر حرفه‌ای از سطح پایین‌تری نسبت به او برخوردار باشند و این از زیبایی و کیفیت کار به‌شدت می‌کاهد. متأسفانه به دلیل همین محدودیت‌ها و با توجه به اینکه در مواردی حتی به کنسرت های خوانندگان مرد نیز مجوز داده نمی شود و یا اینکه برگزاری آنها درست در شب اجرا بدون هیچ دلیلی لغو می شود، بسیاری از گروه‌های موسیقی ترجیح می‌دهند از وجود زنان صرف نظر کنند. در سال‌های اخیر حتی نیروهای تندرو مانع از حضور زنان نوازنده بر روی صحنه شده‌اند و اراده‌ای برای مقابله با این نیروها نیز نشان داده نشده است.

با این حال اساتید چندی بارها اعتراض خود را به گوش همگان رسانده‌ و اعلام کرده‌اند که "صدای زن نیمی از موسیقی است و حذف آن نیر به معنای حذف نیمی از موسیقی است." و یا اینکه "۳۴ سال است که در عرصه موسیقی زمستان است. هنوز در اینجا موسیقی را حرام می‌دانند. فقها امروز باید به ما هنرمندان که این همه جفا شده، جواب دهند که کجا نوشته شده موسیقی حرام است؟ نیمی از هنرمندان موسیقی، زنان هستند، آن‌ها هم اجازه خواندن ندارند. فکر می‌کنم همه اهالی موسیقی درباره این خواسته‌ها یک‌صدا هستند .""چطور شده که صدای آقایان در خانم‌ها انحراف ایجاد نمی‌کند، اما صدای خانم‌هاست که در آقایان انحرافی می‌سازد. امیدوارم دوستان به‌زودی به این نتیجه برسند که صدای خانم‌ها کسی را منحرف نمی‌کند!"

با وجود تمامی این محدودیت‌ها، شمار هنرجویان در رشته‌های موسیقی و هم‌چنین گروه‌های موسیقی متشکل از زنان افزایش چشمگیری داشته است. استادان بزرگ موسیقی به‌طور غیررسمی به آموزش بانوان می‌پردازند. توسعه شبکه‌های اجتماعی، این امکان را فراهم آورده که صدای زنان به گوش مخاطبان بیشتری برسد.

ما - کانون ره آورد - معتقدیم که مسئله ممنوعیت تک‌خوانی زنان و محدودیت پخش آواز زنان، جدا از دیگر تبعیض‌های قانونی علیه زنان در ایران نیست و یکی از شاخص‌ترین وجوه حرکت مدنی به‌سوی دموکراسی را رفع تبعیض از زنان، از جمله رفع تبعیض آن‌ها در عرصه موسیقی می‌دانیم. حضور زنان در عرصه موسیقی ایران، نشانی از توان آن‌ها در رویارویی با مشکلات و موانع اجتماعی است. ایستادگی آن‌ها در تمام عرصه‌های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی، نشان از آگاهی زنان به حقوق خود و پیشرو بودن جامعه نسبت به قوانین سنتی جاری دارد.

با وجود تمام محدودیت‌هایی که پیش پای هنرمندان زن ایرانی در عرصه موسیقی گذاشته شده است، آن‌ها در همه‌ی این سال‌ها نشان داده‌اند که صدای زنان ایرانی هرگز خاموش نخواهد شد.