تجليل از «آقای کارگردان» در «دروازه بهشت»

روزنامه شرق ـ گروه هنر، دنيا عيوضی: کپی برابر اصل بود. نقاشی رنگ روغن، پرتره «آقای کارگردان» را به سبکی رئال نشان می‌داد. مهرجويی اما از پرتره واقعی خودش هم واقعی‌تر به نظر می‌رسيد. با لباسی ساده، بدون دستمال‌گردن نارنجی با آن عينک طبی معروف. در سکوتی ممتد، ‌تنها لبخندی بر لبانش نقش بسته بود. اين، ديگران بودند که به پاس نيم قرن فعاليت سينمايی و علمی‌اش به دروازه بهشت آمده بودند تا نسبت به او ادای احترام کنند.

عصر ۲۸مهرماه فرهنگستان هنر در تقاطع خيابان‌های وليعصر و طالقانی حال و هوای ديگری داشت. اين ساختمان که با ورودی زيبايش تحت عنوان «دروازه بهشت» چند سالی است زبانزد شده، شاهد بزرگداشتی بود که چهره‌های هنری و فرهنگی زيادی را به سمت خود کشانده بود. مدت‌ها بود فرهنگستان هنر اين افراد را به خود نديده بود؛ آنهم به بهانه پاسداشت کارگردانی که در دهه ۷۰ زندگی‌اش همچنان با سينمايش، حضور دارد.

محمد بهشتی: دوره‌هايی در تاريخ وجود داشت که بزرگان را به جا نمی‌آورديم و آنها در تاريکی به سر می‌بردند، در آن زمان هم اين بزرگان تلألو داشتند اما چشمان ما آنها را نمی‌ديد و بايد به کسانی که اين تلألو را ديدند، دست‌ مريزاد گفت

در اين مراسم علی معلم‌دامغانی، سيدمحمد بهشتی، عليرضا رييسيان، علی دهباشی و کيومرث منشی‌زاده سخنرانی کردند. همچنين در انتهای مراسم تابلو نقاشی اثر حبيب درخشانی رونمايی شد. در اين مراسم حجت‌الله ايوبی و عليرضا رضاداد هم حضور داشتند. کمال گلستانی نيز قلم ويژه‌ای را که روی آن طراحی کرده بود به داريوش مهرجويی هديه داد.

حاضران البته فراتر از اين عده بودند؛ استاد ارفعی، نظام‌الدين کيايی، ليلی گلستان، مانی حقيقی‌، ليلا حاتمی‌، مهران غفوريان، رضا درميشيان، هوشنگ گلمکانی، جهانگير کوثری، وحيده محمدی‌فر، حسن پورشيرازی و علی مصفا.

بزرگداشت در سالنی کوچک برگزار شد. گويا گنجايش اين تعداد ميهمان پيش‌بينی نشده بود. مراسم با پخش کليپی از فيلم‌های مهرجويی با موسيقی فيلم «سنتوری» اثر اردلان کامکار آغاز شد. علی معلم‌دامغانی رييس فرهنگستان هنر گفت: «شخصيتی که درباره آن صحبت می‌شود از اعضای پيوسته و بالاتر از آن از هنرمندان ديرينه اين سرزمين است. استفاده از لفظ پيوسته، ميراث و ترجمه و چکيده‌ای است که در هنرهای سنتی مثل تعزيه به کار می‌رفته است. اين شخصيت چکيده سينماست. امروز در سينما هرکسی عنوانی دارد و کسانی که از دوران قبل باقی ماندند، همه اين دوران را طی کردند.»

سيدمحمد بهشتی، دومين سخنران بود. «معمار سينمای ايران» که اين روزها در مقام مشاور ارشد رييس سازمان ميراث فرهنگی و گردشگری فعاليت می‌کند، با نگاهی مهربان به حضار، روی سن آمد و گفت: «شايسته است ما سينمای ايران را در جايگاهی به مراتب رفيع‌تر از امروز بسنجيم و به رسميت بشناسيم. متاسفانه امروز تنها در عرصه ژورناليسم به سينما پرداخته می‌شود بنابراين نقشی که سينما در انديشه ايفا می‌کند، مورد توجه واقع نشده و اين غفلت اهل نظر است چون سينما جايگاه انديشه را کسب کرده و اين بنا بر نشانه‌هايی ديده می‌شود و ما ناگزير هستيم ويژگی‌های دلالت در اين زمينه را محترم بشماريم.»

بهشتی در ادامه گفته‌هايش يادآوری کرد: «اگر در طول تاريخ صدساله سينما در کشور بيش از دوهزار فيلم ساخته شده است، همه آنها دلالت لازم را ندارند و در بين آنها تنها صد فيلم وجود دارد که حاصل تلاش و تکاپوی نسل‌هايی هستند که برای نسل‌های بعد باقی می‌مانند. اينها مانند ديوان حافظ که فراموش نمی‌شوند، در قيد حيات باقی می‌مانند و ما با آنها ارتباط معنايی برقرار می‌کنيم. اين صد فيلم در ساحت روايی خود جا خوش می‌کنند و ذخيره‌گاه تجربی تاريخ زيست و فرهنگ ما می‌شود و موجب می‌شود فرهنگ ما قد‌و بالای رعنای خودش را در آن به نمايش درآورد.»

علی دهباشی: مهرجويی ضمن همکاری با غلامحسين ساعدی، دوره خاصی از نويسندگی را آغاز می‌کند و تاکنون در تاريخ ما دوران بلند همکاری نويسنده و سينماگر وجود نداشته است به غيراز اين يک مورد

بهشتی در بخش ديگری از سخنرانی‌اش با اشاره به برنامه برگزارشده برای داريوش مهرجويی گفت: «اين مراسم از روی تعارف برای کارگردانانی مانند مهرجويی برگزار نمی‌شود، ما بايد از زاويه ديگر بزرگان خود را ببينيم و بزرگداشت آنها را به جا بياوريم، دوره‌هايی در تاريخ وجود داشت که بزرگان را به جا نمی‌آورديم و آنها در تاريکی به سر می‌بردند، در آن زمان هم اين بزرگان تلألو داشتند اما چشمان ما آنها را نمی‌ديد و بايد به کسانی که اين تلألو را ديدند، دست‌ مريزاد گفت.»

علی دهباشی مدير مسوول مجله «بخارا» نيز در اين مراسم نه‌تنها از آثار و نقش مهرجويی در سينما صحبت کرد بلکه از آثار مکتوب اين هنرمند نيز نام آورد و گفت: شهرت اصلی مهرجويی آثار سينمايی اوست اما به‌رغم چاپ‌های متعدد آثار او، هنوز وجهه نويسندگی اين هنرمند شناخته نشده است.

دهباشی در ادامه گفته‌هايش آورد: «مهرجويی ضمن همکاری با غلامحسين ساعدی، دوره خاصی از نويسندگی را آغاز می‌کند و تاکنون در تاريخ ما دوران بلند همکاری نويسنده و سينماگر وجود نداشته است به غيراز اين يک مورد.»

او همچنين يادآور شد: «مهرجويی چهار رمان ديگر آماده چاپ دارد و اميدوارم با گشايشی که در وزارت ارشاد به وجود آمده است، چاپ شوند. مهرجويی همچنين در ترجمه‌هايش به نيازهای ادبی و فرهنگی در جامعه ما پاسخ داده است که برای نمونه می‌توان به کتاب «خدايان و انسان‌ها» اشاره کرد.»

سردبير مجله «بخارا» در ادامه، متن دکتر شايگان را که برای مهرجويی گفته بود، خواند.

عليرضا رييسيان کارگردان سينما نيز در سخنانی گفت: «لحظاتی در زندگی انسان وجود دارد که فکر می‌کند نه تجربه است و نه دانش و به مدد آن تنها می‌تواند با قلب خود آن چيزی را که به آن اعتقاد دارد، بيان کند. امروز يکی از آن لحظات در زندگی من است. هنگامی که در جشنواره سال ۹۰ جزو هيات داوران بودم، شرط کردم که شخصا جايزه مهرجويی را به او بدهم زيرا او موثرترين فيلمساز اين نسل در سينمای ۳۰ سال اخير است و جزو جريان روشنفکری، انديشه‌گرايی و پايه‌گذاران و بانيان در سينمای بعد از انقلاب است.»

در ادامه حجت‌الله ايوبی رييس سازمان سينمايی سخنانی کوتاه بيان کرد و با لبخند گفت: «خوشحالم که در اين جلسه هستيم و اميدوارم لبخندی که بر لب سينماگران ايرانی نشسته است، پايدار باشد و ما هم بتوانيم به آنان خدمت کنيم.»