کشتن به شيوه کشانيدن زندانيان به اعتصاب غذا، شگرد تازه رژيم ايران

ولی الله فيض مهدوی که در مهر ماه سال ۱۳۸۰ به اتهام عضويت در سازمان مجاهدين خلق دستگير و به اعدام محکوم شده بود؛ پس از تحمل پنچ سال شکنجه و آزار در حاليکه در اعتصاب غذا بسر ميبرد در ۱۳ شهريور ۱۳۸۵ در بيمارستانی در تهران به قتل رسيد.

 

ولی الله فيض مهدوی که در مهر ماه سال ۱۳۸۰ به اتهام عضويت در سازمان مجاهدين خلق دستگير و به اعدام محکوم شده بود؛ پس از تحمل پنچ سال شکنجه و آزار در حاليکه در اعتصاب غذا بسر ميبرد در ۱۳ شهريور ۱۳۸۵ در بيمارستانی در تهران به قتل رسيد.

اگر چه حکم اعدام ولی الله در نتيجه تلاش آزاديخواهان ايران و سازمان های بين المللی مدافع حقوق بشر توسط شعبه مربوط در ديوان عالی کشور در ارديبهشت امسال لغو شده بود ولی مقامات قضائی و امنيتی از ابلاغ رسمی حکم به او امتناع ميکردند و همجنان او را بلاتکليف در بند عمومی زندان گوهر دشت همراه با زندانيان عادی و بدون اجازه ملاقات با وکلايش در وضعيتی بسيار نامناسب نگه داشتند.

ولی الله در اعتراض به اين وضعيت از روز چهارم شهريور امسال طی نامه ای به مقامات قضائی برای رسيدن به سه خواست که خود آن را از حداقل های حقوقی يک زندانی ناميد؛ اعتصاب غذای خود را آغاز کرد. سه خواست ولی الله عبارت بودند از:

- تقاضای ملاقات با وکلايم
- انتقال به زندان اوين
- ابلاغ عدم اجرای حکم اعدام به مسئولين زندان گوهردشت

مقامات حکومتی هيچ توجهی به خواست های بر حق فيض مهدوی ننمودند تا اين که وی در روز نهم اعتصاب غذا در نتيجه ضعف عمومی دچار حمله قلبی ميشود. ولی الله را بدون هر گونه مداوا و معالجه تنها ميگذارند. اما در نتيجه فشار و اعتراضات شديد زندانيان همبندش با تاخيری طولانی او را به بيمارستانی در تهران منتقل ميکنند که در نتيجه دير کرد حکومت ولی الله طی حمله مغزی کشته ميشود.

اين دومين قتل سياسی است که طی مدتی کوتاه به شيوه کشانيدن زندانی به اعتصاب غذا صورت ميگيرد. چندی پيش دانشجوی آزاده اکبر محمدی به همين شيوه در زندان اوين به قتل رسيد.

کانون ره آورد همچنان اعلام ميکند که حکومت جمهوری اسلامی ايران در کليت خود و شخص آيت الله خامنه ای حاکم بلامنازع آن مسئول مستقيم اين قتل و همه قتل های سياسی هستند که در ايران به وقوع می پيوندد.

رژيم، مخالفان خود را به اشکال مختلف سر به نيست ميکند. کشتن به شيوه کشانيدن زندانيان به اعتصاب غذا، آخرين شگرد رژيم عليه دانشجويان و زندانيان سياسی آزاده ايران است. مسئولين امنيتی فشار بر زندانيان را آنقدر افزايش ميدهند و دست او را آنقدر از جهان کوتاه ميکنند تا مجبور به اعتصاب غذا شود. سپس او را با اعتصاب غذايش تنها ميگذارند و سعی ميکنند زندانی را عصبی تر کنند. در تنيجه ضعف شديد جسمی و روحی حمله های مغزی و قلبی عارض ميشود و ظاهرا بدون آنکه زندانيان سياسی مستقيما توسط حکومت به قتل رسيده باشند کشته ميشوند. مهم حذف فيزيکی زندانيان سياسی است چه از طريق شکنجه و اعدام و تيرباران و ترور خيابانی چه از طريق اختراع جديد از اعتصاب غذا کشتن.

همه زندانيان سياسی بايد با اين پديده به شيوه ای آگاهانه برخورد کنند تا ترفند جديد رژيم خنثی شود. از نظر ما تنها يک چيز اين وضع اسفبار را تغيير خواهد داد تشديد فعاليت افشاگرانه و آگاهگرانه در داخل و خارج.

حمايت از حقوق همه زندانيان سياسی صرف نظر از وابستگی های نظری و سازمانی توسط همه نيروهای سياسی و مدافعين حقوق بشر و رساندن اين اخبار به گوش همه جهانيان و سازمان های بين المللی مسئول.

هشتم سپتامبر ۲۰۰۶
کانون ره آورد - آخن - آلمان