کودکان کار و رنج بی‌پایان

شرق نیوز

مصطفی ايزدی
کودکان کار در يک تقسيم‌بندی کلی دودسته هستند، دسته‌ای که در کارگاه‌ها، مغازه‌ها و مراکز خدماتی با دستمزدی اندک، بدون اينکه بيمه‌ای و احتمالا آينده پيشرفته‌ای داشته باشند، به‌کار مشغولند. جمع کثيری از آنان در حاشيه شهرها و در کارگاه‌های ناامن، به‌ويژه در کوره‌پزخانه‌ها، به‌کارهای سخت و طاقت‌فرسا واداشته شده‌اند. دسته‌ای ديگر که به تور باندهای بی‌هويت گرفتار آمده و سر چهارراه‌ها، به گدايی، شيشه‌پاک‌کنی، فروش فال و گل و بادکنک و نظاير آن می‌پردازند. اين دسته از هفت‌صبح تا ساعت‌های پايانی شب و در سنين گوناگون، حتی از سن زير دبستان پشت چراغ‌قرمزها به‌وفور ديده می‌شوند. درباره اين دودسته کودکان، همه دلسوزان جامعه و متوليان امور سخنان زيادی گفته‌اند و گزارشگران رسانه‌ها و روزنامه‌نگاران موضوعات اجتماعی به تواتر در جرايد کشور، خبر و گزارش و يادداشت و مقاله پژوهشی منتشر کرده‌اند، اما هنوز روشن نشده که متولی رسيدگی به حال‌وروز اين دختران‌وپسران فرودست جامعه، چه سازمان يا اداره‌ای است؟ تا آنجا که نگارنده به خاطر می‌آورد، مسووليت اين موضوع يعنی جمع‌آوری اين کودکان‌ونوجوانان و ساماندهی زندگی آنان، بين شهرداری، بهزيستی، نيروی انتظامی و بعضی دواير دولتی ديگر پاس داده می‌شود و هر يک به بهانه‌ای زير بار آن نمی‌روند. شهرداری می‌گويد قانون ندارم، بهزيستی می‌گويد توان ندارم، نيروی انتظامی حرف‌های ديگری می‌زند و... .
در سال‌های اخير بانوی نيکوکاری که استاد دانشگاه است، با فراخواندن تعدادی از دانشجويان دانشگاه‌ها، در موسسه‌ای به نام امام‌علی(ع)، دست به ابتکار جديدی زده و همه هم‌وغم و وقت خود را مصروف رسيدگی به وضع کودکان خيابانی کرده و اقدامات تحسين‌برانگيزی را انجام داده است. برای راقم اين سطور فرصت کوتاهی پيش آمد تا به گزارشی شفاهی و بعضا تصويری از فعاليت‌های متنوع او و دستيارانش گوش و چشم بسپارم.
در اين گزارش، حقايق تلخ و متاثر‌کننده‌ای ارايه شد و شمه‌ای از آنچه تاکنون ديده و رسيدگی کرده‌اند به سمع‌ونظر جمع کوچکی از علاقه‌مندان رسيد. سخن از ۴۰۰هزار کودک‌ونوجوان در ايران بود که فاقد شناسنامه هستند و با تلاش موسسه امام‌علی(ع) پدرومادر ۲۰۰نفر از آنان شناسايی شده و برايشان درخواست صدور شناسنامه کرده‌اند که بتوانند از هويت ملی و اجتماعی برخوردار شوند و احيانا به ادامه تحصيل بپردازند.  در علت‌يابی وضعيت اسفبار کودکان‌ونوجوانان فاقد شناسنامه، به اين نتيجه رسيده‌اند اينگونه افراد معصوم که يا از خانواده فرودستند يا از زنان ويژه به دنيا آمده‌اند، بلافاصله پس از زايمان و حتی پشت در زايشگاه، توسط عناصر سودجو خريداری شده‌اند و اينگونه از آنان بهره‌برداری می‌شود. بيشتر از اين، کودکانی هستند که پدرشان در زندان و مادرشان کنار منقل، روزگار را به بدبختی می‌گذرانند. پدر و مادری که هرگز به فکر آينده فرزندانشان نيستند، حتی قدمی جهت گرفتن شناسنامه برای فرزندان خود برنداشته‌اند. همين‌قدر که سه، چهارساله شده‌اند، آنان را راهی خيابان‌ها کرده‌اند تا پولی درآورند و به خانه بياورند. کاملا روشن است که جنايتکاران سوداگر آنها را شناسايی کنند و به زراندوزی از آنان بپردازند. بعضی از آنان که استعداد و توانايی بيشتری دارند، به حمل و قاچاق موادمخدر واداشته می‌شوند و بقيه با درآمدهای نسبتا خوبی که سر چهارراه‌های پايتخت به دست می‌آورند، نوکر و برده جفاکاران بی‌مروت می‌شوند. بارها در حاشيه خيابان‌ها و چهارراه‌ها ديده شده که خودروهای بسيار ‌گرانقيمت به‌همراه يک وانت‌بار حامل دختران و پسران کوچک و بزرگ می‌ايستند، کودکان خيابانی را در محل‌های مورد نظر می‌چينند و راننده خودروهای لوکس، توصيه‌های لازم را به آنها می‌کند و از محل دور می‌شود. ناهار و شام اين فرزندان بی‌گناه ايران‌زمين، توسط همان عناصر پليد، به‌موقع بينشان توزيع می‌شود و نيمه‌های شب آنان را به خانه‌هايشان، يا مراکزی ناپيدا می‌برند و همه پول‌های جمع‌آوری‌شده آنها را می‌گيرند. اين فاجعه ضدانسانی، هرروزه تکرار می‌شود و متاسفانه رو به گسترش نيز است. اينکه اين بچه‌های قدونيم‌قد، در طول روز با چه مصايبی روبه‌رو می‌شوند و از آنها چه سوءاستفاده‌هايی می‌شود، بماند.
کودکان خيابانی، محصول چه گرفتاری اجتماعی يا اقتصادی جامعه هستند؟ چرا بنيان بعضی خانواده‌ها به‌گونه‌ای تخريب‌شده که فرزندانشان از هر آينده سالم و پيشرفته‌ای محروم هستند؟ آيا در مجموعه سيستم مديريت کشور می‌توان کانون توجهی را يافت که با همه گرفتاری‌ای که حل اين معضل اجتماعی دارد، کمر همت ببندد و با ريشه‌های اين پديده ناهنجار در سطح پايتخت ايران و شهرهای بزرگ ديگر مبارزه کند؟ همگان باور دارند که در فقدان يک مسوول واقعی در اين امر، سوءاستفاده باندهای مخرب، راحت‌تر و فراوان‌تر خواهد شد.
اين پديده چندوجهی، نياز جدی به بررسی‌های همه جانبه دارد. کودکان خيابان، «تک‌عاملی» شکل نگرفته‌اند  بلکه شرايط نامساعد اقتصادی، فقدان آموزش‌های لازم برای خانواده‌های آنان، محيط زندگی، نبود پيگيری لازم در نهادهای زيربط و کاستی در نظام تامين‌اجتماعی و حوزه رفاه، همگی در اين مقوله دخيل هستند. بايد با «رويکرد واحد» به درمان اين آسيب پرداخت و از کارهای تکراری و بی‌ثمر، پرهيز کرد.
خوشبختانه موسسه امام‌علی(ع) که يک موسسه خيريه رسمی است، توانسته در سايه همياری مردم نوع‌دوست، ابعاد گوناگون اين پديده زشت اجتماعی را مورد بررسی قرار و اقدامات مثبتی را صورت دهد. البته بضاعت اندک مجموعه افراد دلسوزی که با انگيزه معنوی و بدون کسب کوچک‌ترين درآمد، سرعت کار و تلاش آنان را- که بسيار قابل تقدير هم هست- کم کرده و روزبه‌روز، با همه اميدی که موسسان آن دارند، بر معضلات و گرفتاری‌های آنان افزوده می‌شود.
شايسته است دست‌اندرکاران دولتی موضوعات اجتماعی، با اختصاص وقت و امکانات و خصوصا شناسايی و انهدام باندهای تبهکاری که اينگونه از نقاط ضعف خانواده‌ها سوءاستفاده می‌کنند، توجه کنند. بايد به کمک کودکان‌ونوجوانان بشتابند و آينده تيره‌وتار آنان را روشن کنند.