گزارش مراسم روز جهانی حقوق بشر در شهر آخن - دهم دسامبر٢٠١٦

اعلامیه جهانی حقوق بشر در روز دهم دسامبر ١٩٤٨در مجمع عمومی سازمان ملل به تصویب رسید. کانون ره آورد در شهر آخن، که یکی ازمضامین اصلی فعالیتهای خود را حمایت از فعالیت های حقوق بشری در ایران قرار داده است،

 

 

 هر سال با اختصاص برنامه ای به این روز به بررسی یکی از مسائل مهم و مورد بحث در این زمینه می پردازد. با توجه به آمار نگران کننده تعداد قربانیان اعدام درایران، بحث امسال را به موضوع  "آیا اعدام اجرای عدالت است؟" اختصاص دادیم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

در ابتدا بیانیه کانون قرائت شد که با این جملات  آغاز می شد: "ما با اعدام مخالفیم زیرا بنا به ماده سوم اعلامیه جهانی حقوق بشر «هر کس حق زندگی، آزادی و امنیت شخصی دارد»؛ ما با اعدام مخالفیم زیرا معتقدیم حکمی بی‌رحمانه و تحقیرآمیز است و احترام به زندگی انسان را در جامعه کاهش می‌دهد؛ ما با اعدام مخالفیم چون با اعدام خشونت در جامعه نهادینه می‌شود؛ چون با اعدام جهان امن نمی‌شود؛ چون اعدام حکمی بازگشت‌ناپذیر است و خطرِ اعدامِ یک بی‌گناه کم نیست؛ با اعدام مخالفیم زیرا اعدام مانع از ارتکاب جرم در جامعه نمی‌شود، زیرا اعدام بخت اصلاح مجرمان را از آن‌ها می‌گیرد و بر جسم و جان خانواده‌های آن‌ها نیززخمی همیشگی می‌نشاند؛ زیرا بیشترین اعدام‌شدگان جهان از فقیرترین طبقات جامعه‌اند؛

ما با اعدام مخالفیم چون معتقدیم مجازات اعدام برخورد با علل ارتکاب جرم نیست..." متن کامل بیانیه را اینجا بخوانید.

 

 

 

 

 

 

 

 

سخنران اول برنامه خانم رها بحرینی بود. ایشان وکیل ایرانی - کانادایی و مدافع حقوق بشر هستند  که در دانشگاه اِسکس شهر کولچستر بریتانیا مدرک قوانین بین‌المللی حقوق بشر را گرفته‌اند و دردانشگاه یورک تورنتو مدرک کارشناسی خود را در زمینه زنان و مطالعات جنسیتی به دست آورده‌اند.
پیش از آن‌که در بخش ایرانِ سازمان عفو بین‌الملل به‌عنوان پژوهشگر فعالیت کنند، درسازمان عفو بین‌الملل کانادا کار می‌کردند و پژوهشگر ارشد حقوق بشر در واحد ایران دردانشگاه اسکس بودند. خانم بحرینی به موضوع "مبارزه با اعدام در ایران،دستاوردها و چالشها" پرداخت. وی در ابتدا با اشاره به ماده٦ میثاق بین المللی حقوق سیاسی و مدنی، به منع مجازات اعدام در مورد افرادی که زیر هجده سال مرتکب جرم شده اند پرداخت و اینکه در حال حاضر تعداد ١٦٠ "کودک-مجرم" درجمهوری اسلامی در صف اعدام قرار دارند و دست کم ٧٥ "کودک-مجرم" درسالهای  ٢٠١٥و ٢٠١٦ در ایران اعدام شده اند. در حال حاضرلغو مجازات اعدام در ١٤٠کشور جهان به اجرا گذاشته می شود و در ٥٨ کشور که هنوز اعدام برای برخی جرایم حذف نشده، ممنوعیت آن برای متخلفین زیر هجده سال به اجرا در می آید که از جمله این کشورها چین، آمریکا و زیمبابوه می باشند.

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
اکثر اعدامها در ایران به خاطر جرایم مربوط به مواد مخدر هستند در حالی که طبق قوانین بین المللی مجازات اعدام در مورد این جرایم جایز نیست. سایر جرایم متداولی که افراد به خاطر ارتکاب آن به اعدام محکوم می شوند عبارتند از تجاوز، قتل و جرایم امنیتی. مجازات مرگ در قوانین ایران برای فعالیتهایی در نظر گرفته شده که اساسا نباید جرم تلقی شوند مانند سب النبی یا روابط رضایتمندانه خارج از چهارچوب ازدواج و یا رابطه جنسی رضایتمندانه بین افراد هم جنس.   وی همچنین با مقایسه چند پرونده به اهمیت حیاتی رسانه ای شدن آنها پرداخت. در مواردی چند با حمایت سازمانهایی مانند عفو بین الملل، سازمان ملل، اتحادیه اروپا  و با کارزارهای بین المللی  مختلف این تلاشها موفقیت آمیز بوده اند و تعدادی از این محکومین از اجرای حکم اعدام رهایی یافته اند. وی همچنین به تلاش حقوقدانان و فعالان مدنی در ایران مانند آتنا دائمی، نرگس محمدی، گلرخ بابایی، آرش صادقی و امید علیشناس اشاره کرد که در زندانها بسر می برند و از جمله اتهامات آنان مخالفت با مجازات اعدام  عنوان شده است. ایشان اقدام نمایندگان مجلس در تصویب طرح یک فوریتی در آذر ماه امسال که منجر به کاهش مجازات عدام در جرایم مربوط به مواد مخدر می شود را روزنه های کم رمق امید در تغییرسیستماتیک این قوانین دانست.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سخنران دیگرآقای دکتر عبدالکریم لاهیجی بود. آقای لاهیجی فارغ‌التحصیل دبیرستان دارالفنون تهران است و از همان دوران دبیرستان به مسائل حقوق بشر علاقه داشت. در سال ۱۹۶۵ دکترای حقوق خود را از دانشگاه تهران گرفت و از بنیانگذاران «جمعیت ایرانی دفاع از آزادی وحقوق بشر» و «انجمن حقوقدانان ایرانی» در دهه ۷۰ میلادی در ایران شد. در این سال‌های پیش از انقلاب، او وکالت بسیاری از زندانیان سیاسی از جمله شاپور بختیار، داریوش فروهر، محمود اعتمادزاده (به‌آذین) و آیت‌الله محمود طالقانی را برعهده گرفت. پس از انقلاب آقای لاهیجی عضو کمیسیونی بود که پیش‌نویس قانون اساسی را تدوین کرد. دراین پیش‌نویس قدرت در دست مجلس نمایندگان مردم بود و از اصل ولایت فقیه و مجلس خبرگان و همچنین شورای نگهبان به‌شکل کنونی‌اش خبری نبود. ایشان در آغاز انقلاب دردولت مهدی بازرگان پیشنهاد پست‌های وزارت دادگستری و وزارت آموزش پرورش را نپذیرفت و به فعالیت‌های حقوق بشری خود ادامه داد. پس از افزایش فشارها در ایران، آقای لاهیجی در اسفند ۱۳۶۰ پس از حدود یک سال زندگی مخفیانه در ایران مجبور به ترک کشوربه ترکیه و از آنجا به فرانسه شد.

 

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
آقای لاهیجی  سخنان خود را با تقبیح مجازات اعدام آغاز کرد وحق زندگی  را حق ذاتی انسان نامید و سلب آن راعملی وحشیانه، پلید و ضد بشری دانست. به گفته وی حتی در مذاهب ابراهیمی نیزاولین و بزرگترین خلاف انسان، جرم قتل بوده است و اینکه اگر انگیزه و فلسفه وجودی اعدام در حمایت از حق زندگی انسان است، چگونه ممکن است ک عین همین جنایت به مجازات تبدیل شود. ایشان همچنین با اشاره به قانون قصاص عنوان کرد که مجلس ششم، کنوانسیون ضد شکنجه را تصویب کرد اما این مصوبه ازسد شورای نگهبان نگذشت.
 در حال حاضر مجازات  "چشم در مقابل چشم"   جرم بین المللی محسوب می شود و چنانچه عاملین  به یکی از کشورهای تصویب کننده کنوانسیون منع شکنجه سفر کنند قطعا بازداشت خواهند شد. ایشان یادآور این مطلب شد که کسی که مرتکب جرمی می شود در بیشتر مواقع تحت تاثیر عقب افتادگی فرهنگی، فقر، فساد و همچنین در شرایط روانی پیچیده ای قرار

دارد که در نتیجه اجرای حکم اعدام برای این شخص منصفانه نیست.

آقای لاهیجی سپس سطوری چند از یکی از نوشته های خود در نشریه حقوق بشر در سال ١٣٦٥ با عنوان "میثاق ملی لغو اعدام" را قرائت کرد. وی در این نوشته مطرح کرده بود که ضرورت دفاع از مسئله اعدام هیچگونه واقعیت عینی، اجتماعی و قضایی ندارد و در ورای آن واقعیت دیگری نهفته آست: وسیله ای برای بدور کردن حریف و تقویت ماشین سرکوب و اینکه طرفداران اعدام از خشن ترین و خونخوارترین افراد هستند. بسیاری از گروههای سیاسی و اجتماعی در آن زمان مخالف لغو مجازات اعدام بودند و به این نوشته اعتراض داشتند.

در پایان سخنان خود آقای لاهیجی مجددا تاکید کرد که تا زمانی که خون و خونریزی باشد، این تسلسل ادامه خواهد داشت. اعدام باعث کاهش آدم کشی و جنایت نمی شود و به عکس محرک خشونت است.

در فواصل سخنرانیها  آقای فرزین دارابی فر با نواختن تار به هنرنمایی پرداخت. ایشان در خانواده‌ای اهل موسیقی رشد کرده‌اند. در سن ۱۷ سالگی ایران را ترک و به آلمان مهاجرت کردند.

و در سال ۱۹۸۷ میلادی به صورت خودآموز، نواختن سه تار را آغاز کردند. پس از سه سال، شروع به نواختن دومین ساز خود، تار، کردند. ایشان سپس نوازندگی را نزد هنرمندانی چون محمدرضا لطفی، مجید درخشانی، حمید متبسم، و رحمت‌الله بدیعی آموختند و به‌عنوان یکی از نوازندگان زبردست تار شناخته می‌شوند.

آقای دارابی فر با بداهه نوازی و همچنین اجرای تصنیف هایی ازعارف قزوینی حال و هوای ویژه ایی به این مراسم بخشید.

​​